خواندنی های جالب فوتبالیwww.sepahanmr.blogfa.com/page/khandani.aspx
حامد عبدي كارشناس ارشد دانشگاه تهران در مقالهاي كه به اولين همايش تخصصي ملي مديريت ارايه كرد آورده است:« بدون شک ورزش فوتبال محبوبترين و پرطرفدارترين رشته ورزشي در اغلب کشورهاي دنيا است. فوتبال جدا از ساختار مديريتي خود از عناصر مهمي چون ورزشکاران، مربيان، تماشاچيان، طرفداران، داوران و ... تشکيل شده است، که در حال حاضر بحث داوري آن همانند ساير بخشها، شکل علمي به خود گرفته و به تحصيل و تجربه نيازمند است. داوري فوتبال يکي از جنجالي ترين و پرسروصداترين بحثهاي محافل ورزشي ايران و جهان است که با با موانع و مشكلات متعددي رو به رو است. مشكلات و مسايل اصلي كه محقق را به انجام اين تحقيق واداشت عبارتند از عدم پيشرفت لازم در بهبود وضعيت داوري فوتبال ايران، حضور كم رنگ داوران ايراني در مسابقات جام جهاني، گله مندي بسياري از داوران ايراني از وضعيت رفاه اجتماعي خود، عدم استفاده داوران ايراني از فناوريهاي نوين جهت اتخاذ تصميمات سريع و صحيح و نبود اتحاديه براي داوران فوتبال.
به گزارش خبرگزاري ورزش ايران (ايپنا)، در اين تحقيق، كليه عوامل موثر در وضعيت داوري فوتبال در ايران مورد مطالعه قرار گرفته و روابط و آثار متقابل بين آنها روشن مي شود، اين متغيرها عبارتند از ساختار تشکيلات داوري، جايگاه داوري در سطح بين المللي، شرايط ورود به عرصه داوري، دوره هاي آموزشي داوران، تعداد داوران فعال، طبقه بندي و سيستم ارتقاي درجه آنها، رفاه اجتماعي، ضوابط انضباطي، ميزان استفاده از فناوري، جامعه و اتحاديه هاي داوري و نحوه نظارت بر عملكرد داوران.
ايوانکوويچ(1381) به اين نتيجه دست يافت که يکي از مشکلات داوران فوتبال ايران کمبودهاي موجود در روش آموزشي آنها است و بايد روشهاي آموزشي آنها از لحاظ کمي و کيفي پيشرفت کند.
لين (2007)، به اين نتيجه دست يافت كه بهره گيري از تمرينات فشرده و استفاده از فناوري هاي نوين تا حد زيادي ميتواند از تصميمات اشتباه داوران فوتبال بكاهد.
در واقع وضعيت داوري فوتبال انگلستان به عنوان محک يا الگوي مبنا انتخاب شده است. نمونه آماري برابر جامعه آماري تحقيق و عبارت از کليه نهادهاي رسمي و متولي داوري فوتبال در دو کشور ايران و انگلستان که شامل کميته داوران فدراسيون فوتبال ايران، کميته داوران اتحاديه فوتبال انگلستان( FA ) و اتحاديه داوران انگلستان(RAE) مي شود. انتخاب داوري فوتبال انگلستان به عنوان الگوي مبنا (محک) در اين پژوهش به دلايلي همچون قدمت و حرفه اي بودن فوتبال و داوري آن در انگلستان و همچنين تاييد کارشناسان داوري فوتبال ايران و ... بوده است.
نتايج اين تحقيق نشان داد كه تشكيلات داوري در انگلستان نسبت به ايران از گستردگي و تنوع فعاليتهاي بيشتري برخوردار است.
در سال 2007 ايران داراي 16 داور و كمك داور بين المللي و انگلستان داراي 17 داور و كمك داور بين المللي بوده و همچنين تعداد قضاوتهاي بين المللي داوران ايران 80 قضاوت و انگلستان 244 قضاوت بوده است. شرايط ورود به عرصه داوري در ايران و انگلستان از لحاظ حداكثر سن، سطح تحصيلات، كنترل سوء پيشينه، آزمايشات پزشكي، آموزش و آزمون آمادگي جسماني اعمال شده برروي متقاضيان حرفه داوري با هم منطبق نيستند؛ ولي، از لحاظ حداقل سن، هزينه، ثبت نام و آزمون كتبي با هم منطبق هستند.
علاوه بر كلاسها و دوره هاي آموزشي مختلف براي داوران فوتبال در ايران و انگلستان بايد خاطرنشان كرد كه ايران داراي يك نشريه داوري و انگلستان داراي 4 نشريه داوري، انگلستان داراي آكادمي داوري و ايران فاقد آكادمي داوري، انگلستان داراي 120 گروه داوري براي انجام تمرينات آمادگي جسماني به شكل سازماندهي شده و ايران فاقد گروههاي تمريني سازماندهي شده و بالاخره تست آمادگي جسماني داوران در ايران اينتروال و در انگلستان كوپر مي باشد.
در سال 2007، 23 داور و 50 كمك داور در ليگ برتر ايران(16 تيم) و 26 داور و 48 كمك داور در ليگ برتر انگلستان(20 تيم) قضاوت كرده اند كه ميانگين سني داوران و كمك داوران ليگ برتر ايران به ترتيب 17/36 و 76/36 سال بوده و ميانگين سني داوران و كمك داوران ليگ برتر انگلستان به ترتيب 14/37 و 23/34 سال بوده است. داوران فوتبال ايران در 5 طبقه و داوران فوتبال انگلستان در 9 طبقه تقسيم بندي مي شوند.
همچنين در اين سال دستمزد داوران ليگ برتر فوتبال ايران براي هر قضاوت 200 هزارتومان(حدود 150 يورو) و دستمزد داوران ليگ برتر انگلستان پيش از شروع مسابقات براي هر نفر 23 هزار يورو و براي هر قضاوت نيز 570 يورو بوده است. داوران ايراني تحت پوشش بيمه خدمات درماني حوادث ورزشي و داوران انگليسي تحت پوشش بيمه عمومي حوادث و بيمه شخصي حوادث(بيمه مكمل) قرار دارند. جرايم انضباطي داوران فوتبال، در ايران شامل توبيخ شفاهي، توبيخ کتبي، محروميت کوتاه مدت از يک تا چهار جلسه، محروميت بلند مدت از يک ماه تا يک سال، تنزل درجه داوري مدت دار يا دايم و در نهايت حذف از ليست داوران کشور و ابطال کارت داوري و در انگلستان شامل تعليق داوري از يک هفته تا يک سال، ملزم به گذراندن دوره هاي آموزشي و توجيهي بيشتر و تنزل سطح(درجه) داوري مي شود. داوران انگليسي از فناوري سيستم راديويي و همچنين پرچم هاي الكترونيك براي قضاوت در مسابقات استفاده مي كنند؛ ولي، داوران ايراني هيچ يك از اين فناوريها را در اختيار ندارند.
در انگلستان يک اتحاديه داوران به نام RAE و يک جامعه داوري به نام FAMOA مشغول به فعاليت هستند در حاليكه داوران در ايران فاقد اتحاديه و جوامع محلي هستند. نظارت بر عملكرد داوران در ايران از طريق نمرات ناظران داوري و بازنگري عملكرد سالانه داور و در انگلستان از طريق نمرات ناظران داوري، نمرات باشگاهها و بازنگري عملكرد سالانه داور صورت مي پذيرد.
عدم عضويت کميته داوران و فدراسيون فوتبال ايران در AFC و FIFA و همچنين ضعف تشكيلات و وضعيت داوري فوتبال ايران باعث شده تا عليرغم شايستگي، کمتر از داوران بين المللي ايران در رقابتهاي مهمي چون جام جهاني استفاده شود.
اين طبيعي است که داوران انگليسي جايگاه بالاتري نسبت به داوران ايراني داشته و از لحاظ کمي و کيفي، بيشتر در ميادين بين المللي حضور يابند زيرا ليگ انگلستان قدمت و مرتبه خيلي بالاتري نسبت به ليگ فوتبال ايران دارد، انگلستان جزء کشورهاي صاحب نام فوتبال و تيم ملي آن نيز قهرمان جهان است، قدمت اتحاديه فوتبال انگلستان 57 سال بيشتر از قدمت فدراسيون فوتبال ايران است و در نهايت، فوتبال و داوري در انگلستان بسيار حرفه اي تر از ايران است.
عدم معاينات تخصصي پزشكي به خصوص معاينه چشم و همچنين عدم کنترل سوء پيشينه متقاضيان داوري در ايران با توجه به حساسيت حرفه داوري از نقاط ضعف شرايط ورود به عرصه داوري در ايران مي باشد. از مزاياي بخش آموزش داوري فوتبال در ايران تغيير تست آمادگي جسماني داوران ايران از کوپر به تست جديد(اينتروال) است كه يک نقطه قوت محسوب ميشود. ميانگين سني داوران ليگ برتر ايران از ميانگين سني داوران ليگ برتر انگلستان در سال 2007 حدود يک سال کمتر بوده، در حالي که براي کمک داوران حدود دو سال بيشتر بوده است، اين بدين معني است که ايران نسبت به انگلستان داوران جوانتر و کمک داوران مسن تري دارد. طبقه بندي و سيستم ارتقاي درجه داوران در ايران داراي نقايص و کمبودهاي زيادي است که نياز به اصلاح دارد و در پايان بايد خاطر نشان كرد كه بيمه عمومي حوادث ورزشي پاسخگوي نياز داوران ايراني نيست.
يافته هاي اين تحقيق با نتايج به دست آمده در مقاله ايوانکوويچ(1381) که روش آموزشي داوران فوتبال ايران داراي كمبود هاي است و بايستي روشهاي آموزشي آنها از لحاظ کمي و کيفي ارتقا يابد، و نيز مقاله لين(2007) كه با بهره گيري از تمرينات فشرده و استفاده از فناوري هاي نوين ميتوان تا حد زيادي از تصميمات اشتباه داوران فوتبال كاست، همخواني دارد.
يكي از بازيكنان تيم ملي جوانان اعلام كرد كه در اين تيم چند بازيكن با يكديگر هماهنگ كرده و اجازه كار به ديگر بازيكنان را نمي دادند.
به گزارش خبرگزاري ورزش ايران(ايپنا)، اين بازيكن كه اجازه نداد نام خود و 4 بازيكن خاطي را اعلام كنيم در اين باره گفت: در بازي هاي عربستان 4 بازيكني كه از بهترين هاي تيم بودند يك باند تشكيل داده و ديگران را بيرون زمين مسخره مي كردند و در زمين نيز با پاس هاي اشتباه خود ديگر بازيكنان را دچار اشتباه مي كردند.
وي افزود: اگر بازي ها را به دقت نگاه مي كرديد متوجه اين موضوع مي شديد چرا كه بعد از هر اشتباه سر ديگران فرياد مي زدند اين موضوع باعث از بين رفتن رفاقت شده بود.
وي همچنين اشاره كرد: يكي ديگر از مشكلات تيم اين بود كه تمامي بازيكنان قصد داشتند در بازي حضور مي يابند و نيمكت نشينان هميشه براي تيم حاشيه درست مي كردند. نيكوليچ مربي بود و نمي توانست كاري بكند و بايد شخص ديگري اين حواشي راجع مي كرد.
وي افزود: اين حواشي بعد از اردوي تركمنستان شروع شد و پيش از آن ماجدي به عنوان سرپرست اين حواشي را تحت كنترل داشت و بازيكنان نيز از او حساب مي بردند و حركتي نمي كردند.
وي در پايان گفت: در زمان بازي ها هيچ يك از اطرافيان تيم با بازيكنان درباره ترانسفر صحبت نكردند به خصوص آقاي نبي كه شخصاً مي دانم اين اقدام را انجام نداد.
علاقه زياد زنان به ديدن مسابقات و نيز تاثير حضور تماشاچيان زن در رعايت مسائل اخلاقي از سوي ورزشكاران و تماشاچيان و همچنين تاثير ديدن رقابت هاي ورزشي در ايجاد شور و نشاط و روحيه بهتر در زنان، دليل مناسبي براي سرمايه گذاري با هدف توسعه فرهنگ و ايجاد شرايط متناسب با ارزشهاي جامعه اسلامي در ورزشگاههاست.
به گزارش خبرگزاري ورزش ايران (ايپنا)، رييس سابق كميته ملي المپيك طي پژوهشي درباره نگرش اقشار مختلف جامعه درباره حضور تماشاگران زن در ميادين و رقابت هاي ورزشي مردان به اين نتيجه رسيده است كه تماشاي نوبتي مسابقات موجب دفاع از حقوق زنان خواهد شد.
در قسمتي از اين پژوهش آمده است: تحقيقات نشان ميدهند جايگاه و شان زن، هم در فرهنگ و سنت ايراني و هم در آموزههاي دين مبين اسلام بسيار والاست. درفرهنگ ملي ايران بسياري از گفتارها و رفتارهايي كه در زمان عدم حضور زنان عادي قلمداد ميشود، در جمعي كه زنان حاضر باشند با احتياط و حتي خودداري افراد همراه ميشود. حجب و حياي مردان در حضور زنان، ويژگي عرفي- ملي ايرانيان است كه از آن ميتوان با عنوان شرم فرهنگي و ارزشي نام برد. حضور زنان در جايگاه تماشاچيان به احتمال بسيار مانع از بروز برخي رفتارها و گفتارهاي غير اخلاقي مردان خواهد شد.
اگر چه آزمايش اين نظريه دشوار به نظر ميرسد، گذشتن از آن نيز ماده نيست. متاسفانه امروزه در برخي از مسابقات به ويژه در فوتبال استفاده از كلمات بسيار زشت و ناسزاهاي ركيك، عادي و معمولي شده است، به نحوي كه گاهي چند هزار تماشاچي حتي براي مدتي بيش از چند دقيقه مستهجنترين كلمات را به كار ميبرند. آيا اين رفتار در حضور چند هزار خانم نيز تكرار خواهد شد؟ آيا اگر از قبل به تماشاچيان تذكر داده شود كه خانوادهها و بانوان نيز حضور دارند باز هم با همين شدت به اين رفتارهاي ناپسند و غيراخلاقي ادامه داده خواهد شد؟
جداسازي محل استقرار زنان و مردان و يا تماشاي نوبتي تماشاگران پشنهاداتي است كه كاملا قابل بررسي و اجراي آزمايشي است. در كنار هم قرار دادن دو واژه «احقاق حق زنان» و«تماشاي نوبتي» رويكرد ويژهاي را مطرح مي كند كه رنگ و بوي حقوقي دارد. در واقع زنان در پي يافتن راه حلي براي احقاق حق هستند و پاسخ دادن به اين«مطالبه» را به مديران لازم ميدانند.
هم از نظر اجتماعي و هم از منظر منطق هزينه فايده، مديران بايد به اين موضوع توجه جدي داشته باشند كه با پاك كردن صورت مساله و به تاخير انداختن موضوع، جامعه متضرر خواهد شد. چرا كه نيمي از جامعه يعني زنان با اين احساس زندگي ميكنند كه عدم اجازه به آنان براي تماشاي مسابقات مردان، دليل ديگري از پايمال شدن حقوق زنان در ايران است و اين احساس بي گمان، هزينه سنگيني را در پي دارد.
عدالت اجتماعي، عقل و منطق حكم ميكند كه زنان نبايد تاوان خطاي مردان را بپردازند، از اين رو علاوه بر رشد فرهنگي و اجتماعي، وضع قوانين و مقررات نيز درحل مساله موثر خواهد بود اعلام اينكه تماشاچيان زن نيز دركنار مردان در ورزشگاهها حضور خواهند داشت، اگر با اعلام قوانين و مقررات فرهنگي همراه شود و با خاطيان نيز برخورد جدي صورت پذيرد، موجب دفاع از حقوق زنان خواهد شد و رضايت آنان را به همراه خواهد داشت.
سال هاست كه بحث ورود زنان به سالن هاي ورزشي مطرح است، ولي هنوز براي اين مساله تدبيري جامع انديشيده نشده و حضور زنان در سالن هاي ورزشي جدي گرفته نشده است. در تحقيقي كه توسط دكتر رضا قراخانلو با همكاري فريده نيسيان در پژوهشكده تربيت بدني و علوم ورزشي وزارت علوم، تحقيقات و فناوري صورت گرفته است به بررسي و مقايسه ديدگاه هاي اقشار مختلف در مورد حضور تماشاچيان زن و شناخت رشته هاي ورزشي اي كه امكان حضور زنان در آنها به عنوان تماشاچي فراهم است،پرداخته شده است.
با نگاهي گذرا به مسابقات مردان كه امكان حضور زنان در آن فراهم بوده است؛ به نظر مي رسد در هر مكاني كه زنان به عنوان تماشاچي حضور داشته اند، نزاكت و انضباط بيشتري در ميان ورزشكاران و هواداران حاكم بوده است. حال با توجه به تاثير تماشاچيان در نشان دادن احساس غرور و ايجاد انگيزه در ورزشكاران،به نظر مي رسد حضور تماشاچيان زن در ميدان هاي ورزشي، تاثير مثبتي بر ورزشكاران و تماشاچيان خواهد داشت. ايمن سازي محيط هاي ورزشي از راه جلوگيري از رفتارهاي پرخاشگرانه،خشونت آميز و ونداليستي،ايجاد رفتارهاي اجتماعي و تربيتي منطبق با اصول و سنت هاي پسنديده اسلامي و ملي و فرهنگ سازي در ورزشگاه ها، افزايش انگيزش عمومي فرد بر اثر حضور تماشاچي علاقه مند،زنده كردن روح ورزش،فرهنگ سازي و يافتن الگوهاي ورزشي مناسب و تقويت ورزش زنان از راه ديدن مسابقات برتر،عواملي براي بررسي امكان حضور زنان به عنوان تماشاچي در ميدان ها و رقابت هاي ورزشي مردان است. به نظر مي رسد با حضور بانوان و خانواده ها در ورزشگاه ها براي تماشاي ديدارهاي ورزشي،مي توان نظارت و كنترل اجتماعي را در ورزشگاه تا حد زيادي افزايش داد،زيرا خرده فرهنگ اوباشگري در مقابله با فرهنگ ناموس پرستي،فرصت ابراز وجود و آلوده سازي محيط ورزشگاه را نخواهد يافت. از اين رو بايد بررسي شود با توجه به شرايط كشور،حضور زنان تماشاچي در ورزشگاه ها چه ابعادي دارد و با چه موانعي رو به روست و چگونه مي توان اين مشكلات را برطرف كرد؟ بي گمان متغيرهاي مختلفي همچون عوامل فرهنگي،اجتماعي،اقتصادي و فني در اين زمينه قابل توجه اند كه بايد به تجزيه و تحليل آنها پرداخت.
زنان نيمي از افراد جامعه را تشكيل مي دهند و غني سازي اوقات فراغت آنان از راه تماشاي رقابت هاي ورزشي مردان،به ويژه در سطح قهرماني در سالم سازي جامعه نقش موثري خواهد داشت.
نتايج پژوهش انجام شده توسط دكتر رضا قراخانلو و فريده نيسيان در پژوهشكده تربيت بدني و علوم ورزشي وزارت علوم تحقيقات و فناوري نشان ميدهد كه حضور تماشاگران زن در ورزشگاه و سالنهاي ورزشي در بسياري از كشورها عادي تلقي ميشود و از اين نظر تفاوتي ميان زن و مرد وجود ندارد. در جمهوري اسلامي ايران، ارزش هاي فرهنگي و اجتماعي ايجاب مي كند كه براي حضور زنان به عنوان تماشاچي مسابقات مردان، تعريف ويژهاي صورت گيرد تا اين ارزش ها خدشه دار نشود و زنان هم بتوانند به حقوق خود دست يابند.
در اين تحقيق، نگرش اقشار مختلف جامعه درباره حضور زنان تماشاچي در ميدانهاي ورزشي مردان بررسي و مقايسه شده است. جامعه آماري تحقيق، زنان و مردان بالاتر از 15 سال كشور از اقشار مختلف جامعه بودند از اين عده، 2497 نفر حجم نمونه آماري را در دو گروه سني 30-15 سال و 30 سال به بالا تشكيل ميدهند.
براي انتخاب نمونه ابتدا حجم نمونه در هر استان متناسب با هم جمعيتي آن استان تعيين شد. سپس در هر استان نمونه ها به صورت تصادفي ساده انتخاب شدند.
يكي از مهمترين دلايل عدم حضور اقشار مختلف به ويژه نخبگان و روحانيان در ورزشگاهها به عنوان تماشاچي، علاوه بر پخش مسابقات از تلويزيون و دوري ورزشگاه ها از منزل، عدم رعايت مسائل اخلاقي از سوي برخي تماشاچيان و ورزشكاران مرد است. درعين حال بيشتر پاسخگويان اعتقاد دارند حضور زنان تماشاچي مردان را ملزم به رعايت اصول اخلاقي مي كند.
بيشتر پاسخگويان انتظار دارند رسانه ها را در ايجاد زمينه مناسب و فرهنگ سازي براي رسيدن زنان به حقوق خود نقش موثري ايفا كنند. درصد زيادي از پاسخگويان، تعيين مكان مناسب و ويژه براي خانوادهها و زنان را مناسب مي دانند. حتي تماشاي نوبتي مسابقات نظر بسياري از پاسخگويان را به خود جلب كرده است. با اين همه، نگراني از عدم رعايت اصول اخلاقي و رفتاري از سوي مردان در پاسخگويان به ويژه نخبگان و روحانيان وجود دارد و به همين لحاظ، زمان حاضر را براي حضور زنان تماشاچي مناسب نميدانند و معتقدند تا هنگامي كه اين فرهنگ در ورزشگاه ها ايجاد نشود، حضور تماشاچيان زن خود سبب بروز مشكلات بيشتري خواهد شد.
احمد كامدار در گفت و گو با خبرگزاري ورزش ايران(ايپنا)، ضمن بيان مطلب فوق گفت:« توان صعود از گروه را داشتيم و بازيهاي راحتي را نيز انجام داديم اما نه همدلي داشتيم و نه شانس و به همين دو دليل هم از مسابقات حذف شديم. »
وي افزود:« تيم ما در عربستان با مشكلاتي مواجه شد و دليل حذف ما نيز همين مشكلات بود. بازيكنان در اين تورنمنت همدل نبودند .بازيكنان ايران در مسابقات مقدماتي با يكديگر همبستگي داشتند و هم قسم شده بودند تا در اين رقابتها به موفقيت دست يابند اما با شروع مسابقات رفاقت بين بازيكنان از بين رفت و در زمين مسابقه با هم رفیق نبوديم.»
